خطب الإمام علي ( ع ) ( مترجم : علمدارى )

32

نهج البلاغه ( منظوم بر اساس نسخه فيض الاسلام ) ( فارسى )

تا بدين سان لشكر و ياران خود را از ستيز * حفظ ميكرد از شرار و داغى شمشير تيز ( پس عبيده ، ابن حارث ، ابن عبد المطلّب * با شهادت گشت از جند نبوّت منشعب ) گشت حمزه عمّ حضرت بر شهادت مفتخر * كشته شد جعفر بتيغ تيز خصم كينه‌ور و آن كسى كه بر شهادت عشق ميوزيد بس * حيف باشد كه از او خم رفت مرگ زودرس وه كه آنان را سر آمد عمر و ليكن عمر او * ظاهرا در حال تأخير است در اين گفتگو ( چونكه پيمبر به او قول شهادت داده بود * پيش از اينهم در سخن بر آن اشارت داده بود « 1 » عجبا : اينهمه رنجى كه براى نگهدارى دين و نگهبانى رسول بزرگوار داشتم روزگار آن را نشناخت و عليرغم انديشه‌هايم بر من بتاخت . 4 اى دريغا : اينهمه رنجى كه در دين داشتم * يا كه در حفظ رسول دين قدم بر داشتم ( ارزش آن را ندانست اى شگفتا روزگار * حمله‌ها آورد بر من بيمحابا روزگار ) در زمانى زندگى دارم كه بر من قد فراشت * آن كسى كه يك قدم در رونق دين بر نداشت در ره دين خدا چون من نكرده اجتهاد * كوشش او نيست چون من در ميادين در جهاد كوششى كه كس نخواهد داشت بر آن دسترس * هم كسى كه مدّعى بود از رجال بلهوس او چنين گفتا به رأى خويش با خود اين بيان * آنچه را كه من نميدانم نداند در جهان بعد ، على عليه السلام در مورد شخصيّت خود چنين فرمود . ( قدمت عرفان نباشد بهر اغيار همچو من * كس نباشد زين جهت ، داناى اسرار همچو من ) حمد ، مخصوص خداوند است ، از ما بندگان * ( گر چه پاى عقل دربند است از ما بندگان ) ( مصلحت دانسته ايزد بر اساس اقتضاء * تا خلاف واقعيّت را نمائى ادّعاء

--> ( 1 ) در خطبه 155 .